بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر نگرش افراد متأهل به برقراری
روابط پنهانی درشهرستان لالی سال1392
فاطمه دوستی ایرانی 1 ، صولت احمدی 2 ، آزیتا مرادی3
چکیده:
بی وفایی و خیانت پديدهاي است كه كم و بيش دركليه كشورهاي جهان وجود دارد. اما نوع،
شكل، ميزان و گستردگي آن در هر كشور متفاوت است، همانطور كه نتايج و پيامدهاي آن
نيز بنا بر نوع سازمان اجتماعی و فرهنگی تفاوت دارد.
این پژوهش به منظور تبیین رابطه ی میان عوامل اجتماعی و برقراری رابطه پنهانی
همسران انجام شده که روش پژوهش از نوع پیمایشی و ابزار پژوهش پرسشنامه می باشد،
جامعه آماری این پژوهش کلیه خانواده های شهر لالی واقع در استان خوزستان می باشند و
نمونه آماری تعداد 100 نفر از جامعه آماری به شیوه تصادفی متناسب با حجم برای مطالعه
انتخاب شده اند،یافته هایپژوهش حاضر حاکی از رابطه معنی داری بین مولفه های سن،
پایگاه اجتماعی، دینداری، تماشای سریالهای ماهواره ، محیط کار و سابقه ذهنی افراد و
خیانت رابطه وجود داشته است.
کلید واژه : تنوع طلبي، انتقام جويي، رابطه جنسي، رابطه عاطفي، رابطه نامشروع
1- دانشجوی دکتری جامعه شناسی و مدرس دانشگاه
2- کارشناس ارشد جامعه شناسی و مدرس دانشگاه
3- کارشناس جامعه شناسی
بیان مساله:
داستان هم آغوشی زن و مرد، از ابتدای خلقت تا کنون، شگفت انگیزترین و پیچیده ترین
داستان زندگی بشر بوده است. در این میان، آن جا که روح و جسم درهم آمیخته اند، آن
چنان حماسه شورانگیزی بر پاتشده است که فخر تاریخ بشری بوده است و آن جایی که این
درآمیختگی تنهاو تنها در آمیزش دوجسم خلاصه شده است، در هر چارچوب و
هرمنظری که می خواهد باشد، تراژدی های غم انگیزی پای به عرصه وجود گذارده
است.(jolin،1994: 108)
هر فردی اعم از زن یا مرد با امر و پدیده ای به نام ازدواج و زندگی مشترک سر و کار
خواهند داشت دارند یا خواهند داشت ، زندگی مشترک ظاهر بسیار ساده ای دارد. دختر و
پسر، زن و مرد به یکدیگر علاقه مند می شوند و با عقد، ازدواج، زندگی در زیر یک سقف
را آغاز می کنند. ولی کارشناسانی که با مسائل همسران و مشکلات آن ها روبه رو هستند
به خوبی از این امر آگاهی دارند که با وجود این ظاهر ساده ، دشواری های و آسیب های
فراوانی در آن وجود دارد. یکی از آسیب های بزرگ و عمده زندگی مشترک، بی وفایی و
خیانت است. در واقع می توان گفت خیانت در ازدواج یکی از دردناکترین کارهایی است
که یک نفر می تواند با نیمه دیگر خود بکند . (کاوه، 1387 :5) منشأ خود کنترلی ضعیف
را باید در خانواده و دوران کودکی و جامعه پذیری ناکارامد یافت، خواه پیوند اجتماعی قوی
یا ضعیف باشد (گات فرد سان و هیرشی ، 1990 : 97) در بین تمامی نهادها، سازمانها و
تاسیسات اجتماعی، خانواده نقش و اهمیتی خاص و به سزا دارد. نوشته های انسانشناسی،
مشحون از آراء دانشمندانی است که نه تنها خانواده را پایدار می بینند، بلکه آثار عمیقی از
جانب آن بر فرزندان ملاحظه می کنند. (ساروخانی، 1388: 12) یکی از مواردی که
بیش از شش دهه عمر روشنفکران، سیاستمداران، اصحاب مطبوعات و بسیاری از مردم
بدان اختصاص داده شده است، بی دینی مردم و سکولار شدن جامعه است. در نهایت از
راههای قانونی و شرعی به رابطه خود خاتمه میدهند و پس از آن به فكر تشكیل زندگی
دیگری میافتند. اصل خیانت در روابط عاطفی و رفتاری به تربیت اول خانواده ، باورها
، آداب ، رسوم و فرهنگ خانوادگی ، شرایط گذران دوران قبل از ازدواج و درجه خلوص
و ایمان برمیگردد یعنی وقتی دختر یا پسری در خانواده خود خیانت والدین را تجربه
میكند و آن را در روابط دوستی پیش از ازدواج هم آزمایش میكند، ممكن است در زندگی
مشترك نیز به همان راه كشیده شود. عوامل خانوادگی که به جامعه پذیری و روابط
عاطفی اعضای خانواده، کنترل خانوادگی، همانند سازی فرزندان با والدین و گسیختگی
خانواده و سایر ویژگی های خانواده ارجاع داده می شود و نقش موثری در ایجاد رفتار
بزهکارانه میان جوانان دارد. (احمدی، 1384:131). نی در پژوهش هایش به این
نتیجه رسید که متغیرهای خانوادگی نظیر روابط فرزند ـ والدین، تقیدهای خانوادگی،
انضباط و سرپرستی و پایگاه اقتصادی ـ اجتماعی خانواده با بزهکاری جوانان ارتباط
معناداری دارد. (Nye،1985: 47) عواقب و پیامدهای ناشی از طلاق به ویژه اثرات شدید
روانی آن بر کودکان این نکته را هشدار می دهد که ازدواجها باید با بصیرت، شناسایی و
آگاهی عمیق تری از ویژگی های اخلاقی و روانی طرفین صورت گیرد. از آنجا که
خانوادۀ کار آمد و موفق، از سرمایه های اصلی هر اجتماعی به شمار می آید و انسان های
لایق و توانمد معمولاً در چنین خانواده هایی پرورش می یابند. بنابراین به هر صورت که
بتوان آگاهی و توانایی های همسران را بالا برد، به بهداشت روانی و ثبات عاطفی افراد و
استحکام خانواده و در نتیجه جامعه کمک شده است.
زندگي مشترك نيز مانند هر امر و پديدة ديگر، آسيب ها و آفت هاي خاص خود را دارد و
يكي از آسيب هاي عمدة زندگي مشترك، وجود رابطة نامشروع است، طبق آخرين اخبار
آمارگيري ۱۷ درصد طلاق ها در آمريكا در اثر بروز روابط نامشروع بوده است و ۷۰
درصد زنان داراي همسر و ۴۵ درصد مردان داراي همسر از رابطة نامشروع در
كشورهاي مختلف دربارة عوامل و, همسرانشان بي اطلاع بوده اند. ( .(Lyton tholl 2003
آمارها در آمریکاحاکیاز این است که در میان 10000 نفر زن و مرد کمتر از 40 سال که
موسسه روی آنها مطالعه داشته از هر دو نفر مرد و از هر 4 نفر زن یک نفر یعنی نصف
مردها و یک چهارم زنها در زناشویی خود خیانت می کنند. (زنجانی، 1390:17) دلايل
وجود پديدة رابطة نامشروع و روش هاي درمان و پيشگيري آن تحقيقات و نظريات مختلفي
بيان شده است؛ اما در كشورمان هنوز پژوهش علمي و چشمگيري در اين زمينه نشده است
و ما هنوز به درستي نمي دانيم كه آثار مخرب اين پديده چگونه محيط خانواده را كه محيط
عاطفي و مدرسة حقيقي مهر و محبت است، تهديد مي كند. در اين ميان مسأله اي كه نظر
پژوهشگر را به خود جلب كرده است، اين است كه: چه عواملي موجب گرايش زنان و
مردان متأهل به رابطة نامشروع جنسي مي شود؟
با توجه به ويژگي هاي مسأله پژوهش، به دنبال مسأله و پرسش اصلي و همچنين با توجه
به شواهد، عقايد و نظريات متخصصان و كارشناسان، پرسش هاي زير مطرح مي شود:
الف) آيا پایگاه اجتماعی همسران موجب گرايش آنان به روابط پنهانی مي شود؟
ب) آيا نوع ازدواج همسران موجب گرايش آنان به روابط پنهانی مي شود؟
ج) آيا استفاده از رسانه های جمعی توسط همسران موجب گرايش آنان به روابط پنهانی مي
شود؟
د) آيا آشنایی ذهنی زن و شوهران موجب گرايش آنان به روابط پنهانی مي شود؟
ه) آيا محیط کار همسران و روابط پنهانی رابطه وجود دارد؟
چهارچوب نظری
مرتن: تأکید می کند که این خود جامعه است که پس از درونی کردن اهداف مورد تأیید
فرهنگی و شیوه های مقبول دسترسی به آن در افراد، نوعی نیاز فرهنگی را برای دستیابی
به هر یک از آن در آنان ایجاد می کند. آن هم در حالی که ساختارهای اجتماعی موجود،
ناگزیر راه دستیابی توأمان به هر دو را بر برخی افراد می بندد. به تعبیر ساده تر، این
جامعه است که آرزوهایی را برمی انگیزاند، و در همان حال، شیوه های مقبول دستیابی
بدان را دست کم برای برخی محدود می سازد. در این میان، این افراد هم از لحظه ای که با
این شکاف میان اهداف و وسایل مواجه می شوند، در وضعیت روانی خاصی قرار می
دهد. (سلیمی و داوری، 1386: 207).
مرتن معتقد است كه اگر فرد درباره اهداف ارجدار جامعوي شك وترديدداشته اعتماد خود
رانسبت به اعتبار آنها از دست بدهد دچار حالت "آنوميك " يا "بي رويه گي " ميشود .
هنگامي كه فرد دچار حالت “آنوميك” ميشود وابستگي و احساس تعلق خود را به گروه از
دست مي دهد. هنجارهاي گروهي را بعنوان سرمشق نمي پذيرد و از آنها مي گريزد و
براي مدتي در بي هنجاري يا دقيق تر در كم هنجاي و كژهنجاري بسر مي برد، زيرا
هنجار مطلوبي نمي يابد تا جايگزين هنجارهاي پيشين سازد. براي اطمينان البته تمام
هنجارها را از دست نمي دهد ولي خودش را كنار مي كشد و كمتر خود را با ديگران همنوا
و همسان مي يابد. (شيخاوندي، 73:1379).
مرتن در سال (1970) در مقاله معروفش تحت عنوان "ساخت اجتماعي و آنومي" [1]
مفهوم "آنومي" دوركيم را تعديل نمود. به عقيده او تضاد ميان “اهداف فرهنگي"[2]مانند
پول، قدرت و مقام و"ابزراهاي نهادي شده قانوني" براي بدست آوردن و رسيدن به آن
اهداف منبع اوليه "آنومي"است (احمدی،51:1384)
نظریه ی بی هنجاری:
این نظریه توسط دورکیم در باب نیاز به محافظت از پیوندهای اخلاقی بین اشخاص در
جامعه می باشد. ایده اصلی دورکیم آن است که زندگی بدون وجود الزام های اخلاقی یا
ضرورت های اجتماعی، تحمل ناپذیر می شود، و در نهایت به شکل گیری پدیده ی آنومی،
یعنی نوعی احساس بی هنجاری می انجامد که اغلب مقدمه ای برای دست یازیدن افراد به
خودکشی و کجروی است. در جوامع امروزی، خواه در سطح جامعه و خواه در سطح
برخی گروه های تشکیل دهنده ی آن، معیارها و هنجارهای سنتی، وضعیتی در حال
تضعیف دارد، بی آنکه هنجارهای جدیدی جایگزین آن گردد. (سلیمی و داوری، 1386: 325).
نظريه كنترل اجتماعي هیرشی[3]:
نظريه كنترل اجتماعي هيرشي بحث مي كندكه فقدان تعهد اجتماعي عمده ترين عامل جرم و
بزهكاري است او چهار منبع را براي تعهدات اجتماعي بيان مي كند:
1- تعلقات نسبت به خانواده ودوستان
2- تعلقات نسبت به نهادهاي آموزشي مانند مدرسه
3- باوربه انواع ارزشها واصول
4- تعهدات نسبت به اهداف دردسترس
برحسب نظريه كنترل هيرشي هراندازه اين چهار مورد كمتر شوند تعهد افراد به جامعه
كمتر شده وضعف تعهد منجربه رفتارانحرافي مي شود(هاگان،37:1994).
پیشینه تجربی
با توجه به اين نكته كه موضوع روابط جنسي فرازناشويي(خيانت) موضوعي ضداخلاقي و
نوعي پنهان كاري است، پژوهش دربارهي اين موضوع و دسترسي به اين افراد بسيار
دشوار است، به همين دليل، پژوهشها در اين زمينه اندك است. بنابراين، نتايج پژوهشهايي
كه درپي ميآيند، ممكن است به گونه ي مستقيم با موضوع پژوهش ارتباط نداشته باشند، ولي
در راستاي سوابق بشمار ميروند.
ترابیان و همکاران (1391) پژوهشی در خصوص بررسی مقایسه ای ویژگیهای
شخصیت و سبک دلبستگی همسران بی وفا، خیانت دیده و عادی انجام دادند هدف از
این پژوهش را مقایسه ویژگی های شخصیت و سبک دلبستگی زنان خیانتدیده و مردان
بی وفا در مقایسه با مردان و زنان (عادی) بدون چنین تجاربی بود. بدین منظور 397
نفر (247 زن و 150 مرد متاهل) برای مطالعه انتخاب شدند. نتایج حاکی از این است که
زنان خیانت دیده (دادگاه) در روان رنجوری و زنان خیانت دیده (مراکز مشاوره) در
وجدان گرایی تفاوت معناداری نسبت به زنان عادی نشان داده اند. اضطراب واجتناب
دلبستگی زنان خیانت دیده دادگاه با زنان مراکز مشاوره تفاوت معناداری نشان داده است.
مردان بی وفا و مردان عادی نیز تفاوت معناداری در روان رنجوری، وجدان گرایی،
اضطراب و اجتناب دلبستگی نشان داده اند.
زنجانی(1390) در پژوهشی با عنوان عوامل خیانت در زناشویی، مهمترین عوامل خیانت
را عدم محبت زن و شوهر به هم، وجود پارتی های مملو از فساد، تکبر وخود خواهی
یکی از طرفین یا هر دو، اختلاف سطح تحصیلی و اختلاف سطح فکر عنوان کرد.
در سال ۱۹۹۲ ، مركز پژوهش افكار عمومي ملي مستقر در دانشگاه شيكاگو، مطالعه اي
در سطح ملي ايالات متحدة آمريكا انجام داد كه در آن از ۳۴۳۲ مرد و زن در سنين ۱۸ تا
۵۹سؤال شد.:" آيا تا به حال با كسي غير از همسر فعلي خود آميزش جنسي داشته ايد؟ "
تعداد مرداني كه به اين سئوال پاسخ مثبت داده بودند، بين 1/7 درصد (گروه سني ۱۸ تا
۲۹سال تا ۳۷ درصد (گروه سني ۵۰ تا ۵۹ سال) و تعداد زناني كه پاسخ مثبت داده بودند
گلس و رايت ( ۱۹۸۵ ) در تحقيق خود متوجه شدند كه ۵۶ درصد از مردان و ۲۴ درصد
از زنان مورد مطالعه، در عين داشتن رابطة جنسي خارج از محدودة زناشويي، اعلام
داشتند ازدواج موفق و خوبي دارند؛ در حالي كه در مورد مفهوم "ازدواج موفق" مغلطه اي
صورت گرفته است.
ديويد باس ( ( David Buss,1992 در مطالعات خود به اين نتيجه رسيد كه زنان بيشتر از
درگيري عاطفي شوهرشان با زنان ديگر و مردان بيشتر از درگيري جنسي زن خود با
ديگران دچار تشويش خاطر مي شوند او با قرار دادن چند الكترود بر روي سر مردان و
زنان متوجه شد كه وقتي مردان زن خود را در حال آميزش جنسي با مردان ديگر تصور
كردند، به تعريق افتادند و بلافاصله ضربان قلبشان بالا رفت. وقتي آن ها زن خود را در بند
عشقي افلاطوني با مرد ديگري تصور كردند، آرام تر شدند، ولي كاملاً به سطح عادي خود
برنگشتند. پاسخ زنان برعكس بود وقتي بي وفايي همسرشان را مجسم كردند، علائم زجر
فيزيولوژيك آن ها شديدتر از زماني بود كه آن ها را در حال خيانت جنسي مجسم كرده
بودند.